تبلیغات
زندگی یعنی عشق٬ خنده٬ شادی - دل بردی از من به یغما
دل بردی از من به یغما ... عشقولانه ,
دل بردی از من به یغما
ای ترک غارتگر من
...
دیدی چه آوردی ای دوست
از دست دل بر سر من؟
...
دیدی چه آوردی ای دوست
از دست دل بر سر من؟
...
عشق تو در دل نهان شد
دل زار و تن ناتوان شد
...
رفتی چو تیر وکمان شد
از بار غم پیکر من
...
می سوزم از اشتیاقت
در آتشم از فراغت
...
کانون من، سینه من
سودای من، آذر من
...
بار غم عشق او را
گردون نیارد تحمل
...
چون می تواند کشیدن
این پیکر لاغر من؟
...
اول دلم را صفا داد
آیینه ام را جلا داد
...
آخر به باد فنا داد
عشق تو خاکستر من

عشق تو.....خاکستر من


[از بلاگ ابوذر]


2نوشته شده در سه شنبه 2 بهمن 1386 ساعت 01:01 ق.ظ توسط ستاره   نظر شما ()
ویرایش شده در سه شنبه 2 بهمن 1386 ساعت 01:01 ق.ظ

صفحات :